تبلیغات
در ایران

در ایران
هر اندازه بیشتر شکر گذار باشی سعادت مندی بیشتری را تجربه خواهی کرد. 
قالب وبلاگ

مرد کتاب فروش روی شیشه نوشته:
"متناسب با در آمد شما کتاب دلخواه موجود
  است. اگرنه ,کتاب را به امانت ببرید."


  گاه میشود انسانیت را پرینت کرد و به شیشه چسباند
….


  آدرس: اتوبان نواب- بالاتر از میدان جمهوری
- بین آزادی و کلهر


http://img4up.com/up2/12243490088189424837.jpg





منبع : ایمیلی از یک دوست که پیشنهاد کرد این ایمیل و برای حمایت از این کتابفروشی به دیگران ارسال کنم اما بهتر دیدم اونو تو وبلاگم بزارم شاید این راه بهتری باشه!!!!




به لطف بی همتای خدای مهربان و دوستان همیشه امید دارم........



برچسب ها: متن، متن جالب، جملات، جملات کوتاه، دوست، دوستی، مطلب، کمک، کتاب، کتاب فروشی، فروش کتاب، مجله، کتاب علمی، کتاب فرهنگی، کتاب داستان، داستان کوتاه، کتاب کوچک، کتاب داستان کوتاه، کتاب مفید، کتابخانه ملی، کتابخانه آنلاین، دوست مهربان، دوست من، زندگی، شیشه، جام عمر، عمر، دوستان، جملات عارفانه، عاشقانه ها، جملات عبرت انگیز، جملات پندآموز، آدرس، تهران، خیابان، کوچه، محله، ایمان، عشق، خدا، سلامتی، سلامت، سعادت، شادی، شادکامی، سعادتمندی، سعادت دنیا، آسمان، نیاز، پند، اندرز،
[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 02:41 ب.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]

جزایر کندل مس در جنوب جزایر ساندویچ آنتارکتیا

Photo: Penguins on a blue-ice iceberg



جنوب آفریقا

Photo: Windblown trees in South Africa




جیبوتی

Photo: Travertine chimneys in Djibouti



یلوستون

Photo: West Thumb Geyser Basin in Yellowstone National Park




صحرای داناکیل

Photo: Salt towers in Danakil Desert, Ethiopia








منبع: سایت ناشیونال جیوگرافی





برچسب ها: تصویر، تصاویر، عکس، عکاسی، طبیعت، دریا، اقیانوس، جزیره، جزایر زیبا، مالزی، تایلند، اندونزی، جنوب آفریقا، آفریقا، امریکا، استرالیا، ایران، آسیا، اروپا، جملات، جملات زیبا، جملات کوتاه، جملات عرفانی، تصاویر دیدنی، تصاویر جالب،
[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
دوستان عزیز امروز هم طبق عادت هر روز، سری به ناشیونال جیوگرافی زدم و این تصاویر خیره کننده و شگفت انگیز توجه م و بیشتر از هر مطلب دیگه ای جلب کرد. براتون رازی که این تصاویر در بر دارند و ترجمه کردم امیدوارم خوشتون بیاد......

به این امواج خیره کننده و زیبا امواج درخشنده ی آبی یا دریای ستاره گان میگویند!


Glowing animals picture: bioluminescent phytoplankton in waves along a beach


این نور های درخشنده بیولوژیکی یا شب تاب های فسفری امواجی هستند که از نوعی میکروب دریایی با نام علمی فیتوپلانتگتون هستند که به این رنگ اسرار آمیز و بی نظیر در آمده اند!!! محققان اخیرا به چگونگی درخشش غیر قابل وصف این امواج پی برده اند.

Glowing waves picture: bioluminescent phytoplankton off California


این نور زیبا و آبی رنگ کاملا طبیعی ست...

Glowing water picture: bioluminescence in the wake of an aircraft carrier


در ابتدا محققان فکر میکردند این درخشش بازتاب ستاره گان است اما با تحقیقات بیشتر به این نتیجه رسیده اند که وجود فیتوپلانگتونها باعث این پدیده ی زیبا شده است....

Glowing beach picture: bioluminescent microbes light up sand in Florida



ناگفته نماند این تصاویر متعلق به جزیزه ی وادهو در مالدیو می باشد....

Glowing waves picture: bioluminescent phytoplankton in waters off California


Glowing waves picture: bioluminescent phytoplankton in the Maldives

پیچک درخشان

Glowing animals picture: bioluminescent phytoplankton off India


و این هم تصویری از فیتوپلانگتونهای زیبا .....

Crystal Jelly






منبع: سایت ناشیونال جیوگرافی
http://news.nationalgeographic.com
ترجمه و ویرایش متن: پردیس مقصودی نژاد




برچسب ها: دریا، تحقیق، موج، امواج زیبا، امواج، دریای زیبا، اقیانوس، جزیره، مالدیو، مالزی، تایلند، اندونزی، جزیره زیبا، خبر، اخبار، تصاویر، تصویر، تصاویر دیدنی، تصویر دیدنی، تصاویر زیبا، درخشش، مطلب، مطلب خواندنی، مطلب جالب، جمله، جملات زیبا، جملات کوتاه، ایران، جهان، آسیا، شرق دور، غرب، کشتی، سفر، مسافر، مسافرت،
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 09:26 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]

با نام: زیبایی آسمان شب رتبه ی اول

Comet picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



بر علیه نور رتبه ی اول

Stars picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest


با نام: زیبایی آسمان شب رتبه ی دوم

Star trails picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



بر علیه نور رتبه ی دوم
Milky Way picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



با نام: زیبایی آسمان شب رتبه ی سوم

Aurora picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



بر علیه نور رتبه ی سوم
Comet Lovejoy picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



با نام: زیبایی آسمان شب رتبه ی چهارم

Snow picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



بر علیه نور رتبه ی چهارم
Stars over the Alps picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



با نام: زیبایی آسمان شب رتبه ی پنجم
Night sky picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



بر علیه نور رتبه ی پنجم
Iran picture: a winning image in the Third International Earth and Sky Photo Contest



و زیباتری عکس برنده.....

Aurora over Iceland picture, a winner in the 2nd International Earth and Sky Photo Contest on Dark Skies Importance









منبع: سایت ناشیونال جیوگرافی
http://news.nationalgeographic.com
ترجمه و ویرایش متن: پردیس مقصودی نژاد




برچسب ها: تصویر، تصاویر، آسمان، آسمان شب، شب، شب زیبا، فضا، فضانورد، ناسا، تحقیق، تحقیقات، محقق، متن، ویرایش، متن زیبا، ترجمه، مترجم، زبان، زبان انگلیسی، متن جالب، تصاویر دیدنی، تصویر دیدنی، جالب و دیدنی، جمله، جملات، جملات زیبا، جملات کوتاه، زیبا، زیبایی، سیاره، ستاره، کهکشان، دنیا، جهان،
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 09:09 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
اگر دروغ رنگ داشت ؛ هر روز شاید ؛ ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛ عاشقان سکوت شب را ویران میکردند اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال



و عاشقان که همیشه خواهانند؛ همیشه میتوانستند تنها نباشند ..........

 اگر گناه وزن داشت ؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛ تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی ...

 و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم اگر غرور نبود ؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمی گفتند ؛ و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان جستجو نمی کردیم ...............


اگر دیوار نبود ؛ نزدیک تر بودیم ؛ با اولین خمیازه به خواب می رفتیم و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم اگر خواب حقیقت داشت ؛ همیشه خواب بودیم هیچ رنجی بدون گنج نبود ...

 ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند اگر همه ثروت داشتند ؛ دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید ؛ تا دیگران از سر جوانمردی ؛ بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند اما بی گمان صفا و سادگی می مرد ....


 اگر همه ثروت داشتند اگر مرگ نبود ؛ همه کافر بودند ؛ و زندگی بی ارزشترین کالا بود ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید اگر عشق نبود ؛ به کدامین بهانه می گریستیم ومی خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم ....



 اگر عشق نبود اگر کینه نبود؛ قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند اگر خداوند ؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت 




                                                                                 دکتر شریعتی








منبع: ایمیلی از یک دوست







طبقه بندی: امیدوارم بخونی و بهش فکر کنی...،
برچسب ها: مطلب، متن، مطلب کوتاه، متن خواندنی، متن جالب، مطلب جالب، مطلب پندآموز، متن پند آموز، داستان، داستان کوتاه، جملات، جمله، جملات کوتاه، جملات پندآموز، جملات عبرت آموز، جملات زیبا، زندان، حبس، حقیقت، خواب، تعبیر خواب، انسان، آدم، مردم، زندگی، ایران، محبت، عشق، غرور، دیدن، خداوند، صداقت، پاکی، آرزو، قلب، مرگ، مردن، انتظار، صفا، سادگی، ترس، ترسیدن، فیلم، فیلم ترسناک، بهانه، بهانه گریستن، شادی، شاد،
[ سه شنبه 6 دی 1390 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
همین‌ها هستند ..
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز
خوبی داشته باشی ..

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی ، دستپاچه رو بر
نمی‌گردانند ، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند ..

آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست ، بهشان جا می دهند ،
گاهی بغلشان می کنند ..

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند ، مثلا می گویند این شال پشت ویترین
انگار مال تو بود ..

یا گاهی دفتریادداشتی ، نشان کتابی ، پیکسلی .. آدم‌هایی که از سر چهار راه

نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه ..

آدم‌های پیامك‌های آخر شب ، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب ، به
دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند ،

آدم‌های پیامك‌های پُر مهر بی بهانه ، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی
کرده باشی ..

آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم
و بعد از هر یادداشت غمگین خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ
کس را تاب نمی آوردند ..

آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست ، به پرنده ها هست ..

آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی ، زود صندلی کنارشان را با لبخند
تعارف می کنند که غریبگی نکنی ..

آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند
 ، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس میزنند و روی جدول لی لی می کنند ..

همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن ..!!

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست ،
با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد … چیزی شبیه یک بوسه ...!!


ای کاش بعد از خوندن این متن سعی کنیم مثل اینها باشیم و فقط از این متن بی تفاوت رد نشیم............ ای کاش!!!!!




منبع: ایمیلی از یک دوست



طبقه بندی: امیدوارم بخونی و بهش فکر کنی...،
برچسب ها: متن، متن کوتاه، مطلب، مطلب زیبا، جمله، جملات زیبا، جملات کوتاه، جملات عاشقانه، جملات عارفانه، جملات عبرت آموز، جملات پندآموز، دل نوشته ها، دست نوشته ها، انسان، آدم، دل، قلب، احساس، راننده، راننده تاکسی، تاکسی، ماشین، ماشین سواری، کامیون، سواری، خیابان، ترافیک، آلوده گی هوا، هوای آلوده، آغوش، چشم، صورت، چشم زیبا، نگاه، نگاه عاشقانه، شب، روز، دل تنگ، دلتنگی، خاطره، خاطرات،
[ یکشنبه 27 آذر 1390 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]


شکسپیر گفت:
 
I always feel happy, you know why?

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

Because I don't expect anything from anyone,

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
،
Expectations always hurt .. Life is short .. So love your life ..

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات
عشق بورز
 ..
Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and ..

خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و
 ..

Before you speak » Listen

قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

Before you write » Think

قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

Before you spend » Earn

قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش

Before you pray » Forgive

قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

 Before you hurt » Feel

قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

Before you hate » Love

قبل از تنفر » عشق بورز

That's Life … Feel it, Live it & Enjoy it.

زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر




منبع: ایمیلی از یک دوست




برچسب ها: شادی، خوشحالی، سعادت، عشق، جمله، جملات زیبا، جملات کوتاه، جملات عاشقانه، جملات عبرت آموز، جملات پندآموز، جملات کوتاه زیبا، جملات عرفانی، جملات شکسپیر، لبخند، زندگی، انتظار، صحبت، نوشتن، فکر، فکر خوب، دعا، آمرزش، صدمه، آسیب، احساس، احساسات، تنفر، لذت،
[ پنجشنبه 24 آذر 1390 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
هم وطن حالم بد است
 
از رفتار خودم، شما،هموطنانم حالم بد است
 
از رفتارهایتان حالم بد است ،
 
از طرز رانندگیتان ،
 
از صفهای صد شاخه تان ،
 
از هجوم تاتارگونه تان به جعبه خرما یا شیرینی خیرات شده ،
 
از برخورد و نگرش تان نسبت به جنس مخالف ،
 
از داشتن غیرتهای بی مورد راجع به خواهر و مادرتان و بی
 
غیرتی محض راجع به عزیزان دیگران ،
 
از تحلیلهای سیاسی و اقتصادیتان در تاکسی ،
 
از رد و بدل کردن بلوتوث های غیر اخلاقی ،
 
از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران ،
 
از آشغال ریختنتان در خیابان ،
 
از قابلیتتان برای تبدیل صحنه تصادف به محل قتل ،
 
از نشستن در خانه هایتان و دنبال کردن اعتراضات از ماهواره ،
 
از عملهای زیبائی ،
 
از یکی نبودن حرف و عملتان ،
 
از تعارفهای بی موردتان ،
 
از غیبت کردنهای کثیرتان ،
 
از تغییر نظرهای یک ساعته تان ،
 
از بی تفاوتیتان نسبت به کودکان کار ،
 
از جو حاکم بر ورزشگاه هایتان ،
 
از مرگ بر گفتنها و درود فرستادنهای بی پشتوانه تان ،
 
از عشقهای یک شبه تان ،
 
از انتخاب دوست پسرتان بر مبنای نوع خودرواش ،
 
از چاپیدن یکدیگرتان ،
 
از قسم ها و دروغهای بی حد و حصرتان ،
 
از بی مطالعه بودنتان ،
 
از تن دادن و دل ندادنتان ،
 
از ذوب شدنتان در فرهنگ غرب و فراموش کردن زبان مادریتان ،
 
از رفتارهایتان در پاتایای تایلند و آنتالیای ترکیه ،
 
از عدم رعایت نظافت شخصیتان ،
 
از فروختن شرفتان به قیمت یک سال محصولات شرکت ساندیس ،
 
از مدرک گرا بودنتان ،
 
از کلاس گذاشتنهای بی موردتان ،
 
از جوکهای قومیتیتان ،
 
از نژاد پرستیتان ،
 
از خواب دو هزار و پانصد ساله تان ،
 
از ادعاهای گزافتان راجع به مشاهیر ایران و ندانستن تاریخ تولدشان ،
 
از مصرف گرا بودنتان ،
 
از قسطی خریدن بنز برای فخر فروشی ،
...از کجا بگویم ...از چه بگویم... که حالم بد است ، خیلی هم بد است...



منبع: ایمیلی از یک دوست

برچسب ها: وطن، هم وطن، هموطن، ایران، ایرانی، اروپا، امریکا، اندونزی، تایلند، مالزی، مسافرت، مسافر، جمله، جملات، جملات زیبا، جملات عبرت آموز، جملات پند آموز، جملات کوتاه، جملات عرفانی، کودک، کودکان کار، کودک خیابانی، خیابان، خیابان های تهران، تهران، صف، جعبه، شیرینی، هجوم، ترکیه، آنتالیا،
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 08:17 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
تاریخ : 10 محرم 61 هجری برابر مهر 59
مکان: کربلا
نتیجه: پیروزی بنی امیه، آغاز قیام های هواخواهان اهل بیت


نبرد کربلا

 جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (مهر ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌ نام کربلا در گرفت.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این‌ کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۲] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۳] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۴] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش شهید شدند. پس از جان‌ باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اضغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد گشته شدگان اسب تاختند.[۵]

خیمه‌ها تاراج و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد شهید‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۶]

هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است.


 

حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری قمری هنگام شهید‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۷]

به روایت سلیم پسر قیس یک سال پیش از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۸]

معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۹] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین بن علی نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از سوی یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و شهید شدن مسلم را آوردند.

عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا فرستاد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک‌به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد.


سپاه یزید

 

تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۰] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است:

۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد

۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن

۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی

۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی

۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی

۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی

۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه

۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه

۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی

۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر

۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی

۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم

۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین

۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس

جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر



ادامه مطلب برچسب ها: محرم، تاسوعا، عاشورا، جنگ، نبرد، امام حسین، سردار شهیدان، نبرد کربلا، قیام کربلا، قیام، سپاه، سپاهیان، اتقاق، معروف، روز، شب، آب، تشنه، صحرای کربلا، روز عاشورا، نبرد عاشورا، حسین بن علی، اردو، اردوگاه، تیر، تیر اندازی، جملات، جملات کوتاه، جملات زیبا، عاشورای حسینی، متن، متن زیبا، متن کوتاه، جملات عارفانه، جملات عاشقانه، داستان، داستان کوتاه، داستان تاریخی، تاریخ، تاریخ اسلام، اسلام و انبیاء، انبیاء الهی، انبیاء معصوم، ائمه، ائمه اطهار، حسین شهید،
[ چهارشنبه 16 آذر 1390 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]




از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)



بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!




داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.



همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.




انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!



انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.



همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !



عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.



دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.



‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.



عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.



راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :


انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.



فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...






منبع: گروه تیکا

Tikayas@gmail.com


برچسب ها: روزگار، جملات زیبا، جملات کوتاه، جملات عبرت آموز، جملات پندآموز، دوست، دوستت دارم، تنها، تنهایی، عاشق، عشق، زیبا، صداقت، نکته، نکته زیبا، داستان، داستان کوتاه، دل، خنده، درد، ناراحتی، مرگ، بهشت، جهنم، خدا، خداوند، مهربان، مهربانی، قوائد، قوائد زندگی، قلب، بیماری، بیمار، دکتر، روانشناس، روانکاو، مشاور، مشاوره،
[ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 08:56 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]

 
انگشتر به شکل قهوه داغ
Hot Coffee Ring
 


هم انگشتر و هم قاب عکس

Photo Frame Ring
 

 
Kiss Ring 
 
انگشتر دستساز که از سیم مسی درست شده

Birds Nest Ring
 

 
هم انگشتر و هم دربازکن
Bottle Opener Ring
 

 
Deer Head Ring
 
انگشتر چهارتایی شبیه پنجه بوکس
 
Til Death do us Part Ring
 

انگشتر مربعی
 
Square Ring
 

 
اسکناس یک دلاری که بوسیله اوریگامی به انگشتر تبدیل شده
Money Ring
 

 
انگشتر سیمی
Wire Rings
 

 
انگشتر که از وسایل داخلی یک ساعت قدیمی درست شده
Watch Movement Ring
 

 
فنجان نعلبکی
Teacup Ring
 

انگشتر عجیب شبیه گیوتین
 
Guillotine Ring
 

انگشتر پیچ و مهره طراحی شده توسط Kiley Granberg
 
Nut and Bolt Rings
 

انگشتر شبیه بال پرندگان
 
Wings Ring
 

 
انگشتری از جنس نقره اکسید شده با سه نگین الماس
Triple Ring
 

 
Handcuffs Ring


منبع: ایمیلی از یک دوست


برچسب ها: تصاویر، تصویر، انگشتر، جواهرات، جواهر، الماس، گردنبند، اکسسوار، طلا، نقره، انگشت، گردن، بازار طلا، طلای روز، قیمت طلا، عجیب، زیبا، انگشتر زیبا، مدل، مدل جدید انگشتر طلا، مدل روز، ایمیل، نامه، سفر، مسافرت، جملات کوتاه، جملات جالب، خواندنی، ماشین، فضا، نمایشگاه لباس، لباس، طراحی جواهر، طراح، طراحی زیبا، طرح، مطلب، متن، رنگ، رنگ ها، خانه، زمین، مسکن، اجاره، فروش،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
کادرِ عکاس دوم، نقدی است به حسِ زیبایی شناسیِ این روزهایِ ما؛ سه پروانه یِ زیباتر آن سو نشسته اند...


کمی کادر ها را فراخ تر بگیریم. انسانی هست در حوالیِ انسان...



منبع: ارسال شده از سایت Tikayas


برچسب ها: عکس، عکاسی، تصویر، زیبا، کودک، تصاویر زیبا، کودکان، بچه، نوزاد، پروانه، شاپرک، دوربین، دوربین عکاسی، تصویر بردار، طبیعت، طبیعت زیبا، تصاویر دیدنی، جملات، جملات زیبا، جملات کوتاه، تصاویر دیدنی و زیبا، مادر، نوزاد زیبا، تصویر کودک، عکاسی حرفه ای، انسانیت، طرح، زندگی، آسمان، دنیا، جهان، جملات عاشقانه، عاشقانه ها، جملات پندآموز، جملات عبرت آموز، جملات عارفانه، عارفانه ها، عارفانه، عارف، همکار، همکاری، جویای کار، کار، مشاغل، مذهبی، مذهب، جالب و دیدنی، آماده به کار،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]

http://www.kirkwoodfineart.com/images/orange%20wall%20and%20window.jpg
عاشق ساده گی هاتم زندگی...
عاشق پنجره های که به حیاط خونه باز میشن و قاب آجریشون چند تا گل شمعدونی و جا داده سبز...
عاشق ساده گی هات شدم زندگی که این روزها باید قبول کنم عطر حیاط و صفای اون روزها و کم دارم و کاریش هم نمیشه کرد...
http://www.msualum.com/alumni_travel/photo-gallery/dordogne-03/Sarlat%20Window%20Sill.JPG
باید قبول کنم اون روزها با تمام سادگی ها و زیباییهاش جاشونو دادن به این روزها...
کوچه باغهای شمرون پر شدن از دیوارهای سرد و سنگی برج و آپارتمان...
دیگه تو کوچه ها جوی آبی نمیبینم...
همون جوی هایی که وقتی بچه بودیم یه توپ می انداختیم وسط آب روونش و بدنبالش بدون اینکه بترسیم که نکنه یه موتور سوار ممکنه جلومون سبز بشه تا آخرش میدویدیم...

http://www.25mordad.com/gcms/upload/gallery/1233201549_%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87%20%D8%A8%D8%A7%D8%BA.jpg
آخرش یعنی یه کوچه باغ دیگه...
یعنی خونه ی عمو مجتبی، عمو مرتضی، عمو مصطفی، ترابی ها، عرفاتی ها،  منایی ها،  عبد منافیها، اژدری ها ....
و کوچه باغ های بعد...
جائیکه همه همدیگه رو میشناختیم...
هر روز در همه ی این خونه ها باز بودن، تلفنی به این صورت در کار نبود، فقط برای کارهای ضروری، همه با هم ارتباط داشتن و به اندازه ای راحت بودن که از روی دیوار و تو باغ ها با هم سلام علیک میکردن و اصلا احتیاجی به مکالمه های چند ساعته ی امروزی نبود...همه همدیگه رو میشناختیم و خوب هم میشناختیم...
شب های تابستون و پشت بام های شمیران...
پشه بندهای سفید با لب دوزی صورتی...آه یادش بخیر چه صفایی داشت...
زندگی عاشق سادگی هاتم که دیگه نیست اون روزها...
روزهایی که دیوارها به این بلندی و سردی نبودن
روزهایی که فاصله ای وجود نداشت و خیلی بیشتر از فقط روزهای عید همدیگه رو میدیدیم (این روزا همه تا 13بدر میرن شمال و کیش دیگه کسی عید دیدنی نمیره)

یاد کوچه باغ های شمرون با چهارشنبه سوریهاش بخیر
من و تمام دختر خاله پسرها ( که همه تو یه کوچه که فاصله بینمون با یه دیوار و باغ خلاصه میشد و اصلا از کوچه برای رفتن به خونه ی همدیگه استفاده نمیکردیم ) راه می افتادیم در خونه ها رو میزدیم، صدای قاشق و کاسه های مسی که تو دستمون بود همه جا رو پر میکرد. همیشه از خونه ی عمو مجتبی خدا بیامرزتش بیشتر شکلات و سکه های 5 تومنی میگرفتیم...خدا همه ی عموهامو بیامرزه همشون رفتن...
همشون با رفتن همون روزها رفتن...به قول مادرم اونها فقط مال همون روزها بودن نه بیشتر...
یاد سیزده به درهامون بخیر، پدر و دایی میرفتن از تنگه (همون سنگ راه سمت چپ پارک جمشیدیه) خار و خاشاک جمع میکردن تو حیاط خونه همه از روش میپریدیم، همه سرخی تو از من زردی من از تو برای آتیش میخوندیم و رو تخت های چوبی مفروش آجیل و هندوانه میخوردیم...خدایی حتی بویی از اون روزها دیگه نیست!!!
سیزده به درهای این روزا به جنگ های خیابونی بیشتر شباهت داره تا سنت پردازی

عاشق سادگی هاتم زندگی...
عاشق درخت توت تو حیاط که تابستونها همه میریختن و چادر میگرفتیم
عشق چادر شب زیر درخت توت همه مون و به ذوق می آورد...
اما چون کوچیک بودیم دستهامون بالای سرمون لبه ی چادر شب رو میگرفت...
بعضی وقتها هم می ایستادیم زیر چادر تا توت ها بریزن رو سرمون، هنوز ضربه های سبک توت توی چادر و روی موهامو حس میکنم...
عاشق اون عطر عجیب حیاط خونه باغ رو، هنوز حسش میکنم...
یاد اون روزها بخیر
یاد روزهای قشنگ و ساده ی شمرون من
روزهایی که دیگه هیچوقت برنمیگردن
بخیر.......

عاشق ساده گی هاتم زندگی....
عاشق دیوارهای کاهگلی و کوچه باغ های بهاری
شمرون و توچال و دربند و پارک جمشیدیه که اون روزها واقعا خلوت و زیبا بود اما حالا!!!! بخیر .........
یاد دیوارهای پر گل مسیر پارک حسارک...
سه راه زاهدی و تمام درخت های سبز و خونه هایی که الان تبدیل به برج شدن به خیر...
یاد کوهستان با اون خونه های شیبدارش...
یاد سرخسیر و سربالایی خیابون عمار...
یاد پارک مهر همیشه خلوت و کوچه های خالی از برج و باروش...
یاد تمام لحظه های شاد کودکی من و پدر و مادر و مادر بزرگ و پدر بزرگ و عموهام بخیر...........
یاد تمام اون روزهای ساده ی زندگی بخیر
یاد شمیرانات اون روزها بخیر....

(در ضمن دوستان این خاطرات زیاد هم دور نیستن و متعلق به سالهای 59 تا 69 هستن، اوج دوران کودکی من .... )

http://usera.imagecave.com/davasaz/Rijab/rijab-2.JPG
عاشق ساده گی هاتم زندگی...
وقتی تو کوچه باغ ها بارون می اومد چه حال و هوایی داشت
جوی ها پر شور میشدن و قنات ها پر آب تر
http://www.webzzz.com/imaserver/big/ima5/1276316291483240.jpg
(البته این قنات تو شمرون نیست از google search پیداش کردم)

باغ ها پر میشد از طراوت و زمین های پوشیده شده از سبزی خوردن و فلفل سبزهای شیرین و خیار باغی که  با رنگ سبز و نمدار زیبایی برق میزدن...
http://www.aliweblog.com/archives/images/Rain2-thumb.jpg
تابستون ها همه نوع میوه ای داشتیم
درخت های سیب شمرون،گردو، گیلاس، شاتوت، زردآلو، آلبالو، آلو درختی ..... از دست ما یازده نوه آسایش نداشتن، تمام طول تابستون رو درختها  و تو باغ رها بودیم...آزاد آزاد...نه درگیر بازیهای کامپیوتری بودیم نه دلمون برای خیابون گردی و طبقه ی سوم مرکز خرید  تیراژه میتپید...تو دنیای سبز و پر طراوت خودمون شاد بودیم، شاد شاد شاد... (البته برای رفتن به شهر بازی تابستون ها روز شماری میکردیم)
یاد بوته های تمشک بخیر که همیشه دستهامون از خارهای ریزشون میسوخت اما اهمیتی نداشت...
یاد درخت های گردو بخیر که تابستون ها به خاطر سیاهی دستامون رومون نمیشد از خونه بریم بیرون...
یاد درخت های شاتوت بخیر هر وقت ازش با سماجت بالا میرفتیم تا به کبودترین و درشت ترین هاش دستبرد بزنیم لباس هامون رنگ میگرفت و تو ساختمون (خونه باغ) راهمون نمیدادن...
یاد لحظه به لحظه ی تابستون های شمرون بخیر که  اون تابستون ها رو فقط تو خاطرات شمرونی ها میتونی پیدا کنی....
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/a/ab/Plum_tree_with_fruit.jpg


عاشق سادگی هاتم زندگی...
اون روزهایی که نبودم اما یادش زمزمه شده تو گوش و روحمه...
http://tinyax.com/image-A3E1_4B864C9B.jpg
(دروازه شمرون سال 1278)

http://www.iichs.org/magazine/bahar/49_revayat_6.jpg
(امامزاده قاسم شمیران-دوران پهلوی)

http://socioweb.tripod.com/sitebuildercontent/sitebuilderpictures/chemiran.jpg
http://www.hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1383/830115/Irshahr/004719.jpg
(این دو تصویر از تجریش قدیمه که این روزا از میدون شوش هم شلوغ تره!!)

http://lh6.ggpht.com/_TVJ2L20c-TA/Sd9IPtoATiI/AAAAAAAABXY/VIh3aAqt6pg/s288/jadeh%20ghadim%20shemiran2persiana.JPG
(جاده قدیم شمیران)









منبع متن: دل نوشته های من
تصاویر: جستجوی گوگل!!!



برچسب ها: یاد، خاطره، عشق، شمیران، شمرون، عكس، تصویر، تصاویر، روز، روزها، خاطرات، ساده، ‌سادگی، زندگی، حیاط، عطر، عطر گل، صفا، كوچه، كوچه باغ، كار، جوی، بچه، كودكی، خاطرات كودكی، آب، ورزش، موتور، موتور سوار، آپارتمان، عمو، عمه، خاله، ‌ارتباط، چهارشنبه سورِی، ‌خونه، مسكن، خانه، منزل، آتش، عكاس، عكاسی، آجیل، میوه، درخت، درختان، باغ زیبا، بهار، تابستان، تهران، ایران، وبلاگ، بلاگ، اینترنت، ‌كامپیوتر، تصاویر زیبا، آدرس، آدرس وبلاگ، ایمیل، كپی، جملات، جملات عاشقانه، عاشقانه ها، صادق، صادقانه، جملات زیبا، جملات کوتاه،
[ جمعه 6 آبان 1390 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی.

در مورد این راننده تاکسی عزیز به این وبلاگ سر بزنید: http://www.tabnak.ir

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی،
دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند...


آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.

دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند
این شال پشت ویترین انگار مال تو بود یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.

http://www.thespencer.com/images/stories/gift-guide-marie-claire-300.jpg


آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1c/Jonquil_flowers08.jpg
آدم‌های پیامك‌های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند،
آدم‌های پیامك‌های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم
و بعد از هر یادداشت غمگین خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند.
آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست...
آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.

آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.

همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن...

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست،
با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه..!!!



ای کاش سعی کنیم کمی مثل آنها باشیم.......ای کاش!!!






منبع: ایمیلی از یک دوست



برچسب ها: عشق، دوستی، خدا، داستان، داستان عبرت آموز، داستان زندگی، جملات، جملات زیبا، جملات کوتاه، جملات عبرت آموز، جملات پندآموز، جملات عاشقانه، عاشقانه ها، راننده، راننده تاکسی، تصویر، تصاویر، تصاویر زیبا، تصاویر دیدنی، ماشین، تاکسی، تاکسی ران، اتوبوس، تصادف، راه آهن، مترو، اتوبوس تند رو، یادداشت، دفتر یادداشت، کتاب، کتاب مفید، شال، ویترین، گل، گل یاس، گل شب بو، گل نسترن، گل زیبا، فصل، پاییز،
[ دوشنبه 25 مهر 1390 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]


برچسب ها: انسان، تمدن، فرهنگ، مطلب، متن، جملات، جمله، جملات زیبا، جملات کوتاه، قدرت، خواندن، نظر، سپاس، تهیه، ترجمه، ویرایش، مترجم، کشف، اکتشاف، باستان، باستان شناسی، کشف جسد، قبر، قبرستان، مقبره، گور، مرگ، مرده، جسد، دفن، امریکا، اروپا، آسیا، کودک، مالزی، تایلند، اوسکار، تصویر، تصویر جالب، تصویر دیدنی، تصاویر، تصاویر دیدنی، استخوان، سن، سال، تپه، شن، ماسه، سنگ، پژوهش، پژوهشگر، شهر، روستا، دهکده، عمق، ثبت، گروه، قربانی، تمدن باستان، تمدن کهن، کودکان، زن، زنان، دختر، صورت، زیبا، آزمایش، آزمایشگاه، تاریخ، تاریخچه،
[ چهارشنبه 6 مهر 1390 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ پردیس مقصودی نژاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

درباره وبلاگ

از تمام نعمتهایی که خداوند متعال به من و خانواده ام ارزانی داشته سپاسگذارم، و دعای هر روزم این است:
"پروردگارا، مرا توفیق شکر نعمت خود که به من و پدر من فرمودی عطا فرما و مرا به عمل صالحی که تو بپسندی گرچه مردم نپسندند موفق بدار و مرا در صف بندگان شایسته ات قرار ده."
نظر سنجی
به پایداری یک ازدواج امروزی تا چه حد اطمینان دارید؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب